X
تبلیغات
زولا
پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

چهارشنبه 15 فروردین 1397 ساعت 10:26

می ترسم از خودم
از بودنم
و از غلطیدن در خاطراتی که خنکای بودن را
به خفقانی ناتمام ، تمام می کند
می ترسم از مترسک شدن
آویزان در تقدیر
رقصان در ازدحام بی خودی آدمها
می ترسم از اسارت، در کوچه دوسربن بست انتظار
و دل بستن به جاده ای که کفشها و استخوانها
در گورهای دسته جمعی آواز رفتن می خوانند
می ترسم از خودم
از هراس لحظه های تنهایی
و نبود شانه ها و دستها در بارش چشمهایم
می ترسم از عادت بودن
و تیک تاک ساعت را
در پوچی زمان دفن کردن
اما ، شاید تمام اینها
عصاره درد بی تو نفس کشیدن باشد.

با عرض پوزش، به مدت کوتاهی به دلیل تغییرات بر روی برنامه قادر به سرویس دهی نمی باشیم

دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 08:39


مرگ را فراموش کرده ام
آنچنان که زندگی را
و خزیده ام در پیله ای که
برزخ را به سخره گرفته است
دستهایم بوی نای نجابت گرفته
و چشمهایم در کاسه فراموشی
شب را به شب می رساند
سکوت میکنی
و در جنگی نابرابر
مرا به اختیار دعوت میکنی
و من شبهای برزخ را دوره میکنم
و سرم لبریز اختیارهایی که
پر از نداشتن بود
پراز تنهایی
پراز خطوط قرمزی که
بوی زن بودن میداد
و بوی مقدس مادری
که دستهایش خالی و زیرپایش
هیولایی به وسعت تقدس دهان گشوده
سکوت میکنی
و در جنگی نابرابر
مرا به اختیاری نابرابر دعوت میکنی
و من در آغوش زنی
که شبیه من نیست
خودم را عق میزنم
و خالی میشوم از زندگی، از مرگ
و هیولا مرا می بلعد.

با عرض پوزش، به مدت کوتاهی به دلیل تغییرات بر روی برنامه قادر به سرویس دهی نمی باشیم

یکشنبه 5 آذر 1396 ساعت 09:00

تنی
برفراز آسمان
پیچ و تاب می خورد
چشمان حریص
زندگی را
از زیر پاهایش کشیده اند
و با لذتی پر حسرت
چرخیدنش را
مزمزه می کنند
تنی
می چرخد
می خندد
و بوسه می زند
بر شرافتی که به طناب
هدیه کرده است.

پ.ن: برای زنانی که برای دفاع از شرافتشان مرگ هدیه گرفتند.

با عرض پوزش، به مدت کوتاهی به دلیل تغییرات بر روی برنامه قادر به سرویس دهی نمی باشیم

سه‌شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 12:07

تلخ ترین ترانه ام 

در نبود باور تو

و سیاهترین نت
در گذر بی تفاوت دستانت
می ترسم قافیه هایت را ببازم
به او که همیشه
درنگاهت
یک گام برایش
عاشقانه تر نواختی

با عرض پوزش، به مدت کوتاهی به دلیل تغییرات بر روی برنامه قادر به سرویس دهی نمی باشیم

دوشنبه 19 تیر 1396 ساعت 08:49

تمام شب
کورسوی دستانی
خواب را
درون
گنجه حبس میکند

وزش
ملایم
نگاهی
آرام
ارام
خاطرات را در من
خاموش میکند
می‌چرخد در من
چیزی
شبیه مرگ
چیزی
شبیه زندگی

با عرض پوزش، به مدت کوتاهی به دلیل تغییرات بر روی برنامه قادر به سرویس دهی نمی باشیم
( تعداد کل: 77 )
 1   2   3   4   5   ...   16  <<