X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

شنبه 21 مهر 1397 ساعت 14:16

ایستاده ام
با مداد و جعبه های رنگی
خط می کشم
بر ابروانی که 
طاقشان خمیده از بی طاقتی
و چشمانی که 
از فرط باریدن خشکیده اند
جعبه ی رنگی دیگر
و گونه هایی که از سیلی های تنهایی
زرد و خسته اند
تا پنهان شدن یک گام مانده
و سرخی لبها نامریی ام می کند
در آینه 
زنی به من زل زده
که شبیه همه ی زن¬های تمام شده دنیاست.
پ.ن:آلزایمر چیست؟ خسته شدن ازتمام خاطرات ؛احساس ها؛ آدمها و هرچه که زندگی کردن را دوره میکند
 آلزایمر وحشتناکترین نوع خداحافظی است با خود.

چهارشنبه 15 فروردین 1397 ساعت 10:26

می ترسم از خودم
از بودنم
و از غلطیدن در خاطراتی که خنکای بودن را
به خفقانی ناتمام ، تمام می کند
می ترسم از مترسک شدن
آویزان در تقدیر
رقصان در ازدحام بی خودی آدمها
می ترسم از اسارت، در کوچه دوسربن بست انتظار
و دل بستن به جاده ای که کفشها و استخوانها
در گورهای دسته جمعی آواز رفتن می خوانند
می ترسم از خودم
از هراس لحظه های تنهایی
و نبود شانه ها و دستها در بارش چشمهایم
می ترسم از عادت بودن
و تیک تاک ساعت را
در پوچی زمان دفن کردن
اما ، شاید تمام اینها
عصاره درد بی تو نفس کشیدن باشد.

دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 08:39


مرگ را فراموش کرده ام
آنچنان که زندگی را
و خزیده ام در پیله ای که
برزخ را به سخره گرفته است
دستهایم بوی نای نجابت گرفته
و چشمهایم در کاسه فراموشی
شب را به شب می رساند
سکوت میکنی
و در جنگی نابرابر
مرا به اختیار دعوت میکنی
و من شبهای برزخ را دوره میکنم
و سرم لبریز اختیارهایی که
پر از نداشتن بود
پراز تنهایی
پراز خطوط قرمزی که
بوی زن بودن میداد
و بوی مقدس مادری
که دستهایش خالی و زیرپایش
هیولایی به وسعت تقدس دهان گشوده
سکوت میکنی
و در جنگی نابرابر
مرا به اختیاری نابرابر دعوت میکنی
و من در آغوش زنی
که شبیه من نیست
خودم را عق میزنم
و خالی میشوم از زندگی، از مرگ
و هیولا مرا می بلعد.

یکشنبه 5 آذر 1396 ساعت 09:00

تنی
برفراز آسمان
پیچ و تاب می خورد
چشمان حریص
زندگی را
از زیر پاهایش کشیده اند
و با لذتی پر حسرت
چرخیدنش را
مزمزه می کنند
تنی
می چرخد
می خندد
و بوسه می زند
بر شرافتی که به طناب
هدیه کرده است.

پ.ن: برای زنانی که برای دفاع از شرافتشان مرگ هدیه گرفتند.

سه‌شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 12:07

تلخ ترین ترانه ام 

در نبود باور تو

و سیاهترین نت
در گذر بی تفاوت دستانت
می ترسم قافیه هایت را ببازم
به او که همیشه
درنگاهت
یک گام برایش
عاشقانه تر نواختی

( تعداد کل: 78 )
 1   2   3   4   5   ...   16  <<