X
تبلیغات
رایتل
پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 08:39


مرگ را فراموش کرده ام
آنچنان که زندگی را
و خزیده ام در پیله ای که
برزخ را به سخره گرفته است
دستهایم بوی نای نجابت گرفته
و چشمهایم در کاسه فراموشی
شب را به شب می رساند
سکوت میکنی
و در جنگی نابرابر
مرا به اختیار دعوت میکنی
و من شبهای برزخ را دوره میکنم
و سرم لبریز اختیارهایی که
پر از نداشتن بود
پراز تنهایی
پراز خطوط قرمزی که
بوی زن بودن میداد
و بوی مقدس مادری
که دستهایش خالی و زیرپایش
هیولایی به وسعت تقدس دهان گشوده
سکوت میکنی
و در جنگی نابرابر
مرا به اختیاری نابرابر دعوت میکنی
و من در آغوش زنی
که شبیه من نیست
خودم را عق میزنم
و خالی میشوم از زندگی، از مرگ
و هیولا مرا می بلعد.

یکشنبه 5 آذر 1396 ساعت 09:00

تنی
برفراز آسمان
پیچ و تاب می خورد
چشمان حریص
زندگی را
از زیر پاهایش کشیده اند
و با لذتی پر حسرت
چرخیدنش را
مزمزه می کنند
تنی
می چرخد
می خندد
و بوسه می زند
بر شرافتی که به طناب
هدیه کرده است.

پ.ن: برای زنانی که برای دفاع از شرافتشان مرگ هدیه گرفتند.

سه‌شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 12:07

تلخ ترین ترانه ام 

در نبود باور تو

و سیاهترین نت
در گذر بی تفاوت دستانت
می ترسم قافیه هایت را ببازم
به او که همیشه
درنگاهت
یک گام برایش
عاشقانه تر نواختی

دوشنبه 19 تیر 1396 ساعت 08:49

تمام شب
کورسوی دستانی
خواب را
درون
گنجه حبس میکند

وزش
ملایم
نگاهی
آرام
ارام
خاطرات را در من
خاموش میکند
می‌چرخد در من
چیزی
شبیه مرگ
چیزی
شبیه زندگی

یکشنبه 11 تیر 1396 ساعت 08:47

چشمهای خاکستری تقدیر
قطره های پاییزرا
از سرانگشت مچاله شده ی 
ابرها 
می مکند
و کوچ کلاغها 
از دهلیزی به دهلیزی دیگر
ترانه مرگ را 
بر سرپنجه زندگی می خراشد
توهم آغاز یک پایان
دوباره در زمین شکل میگیرد
و دوباره باد
آوای شیون 
یک تولد را
از پوزه ی گرگی به گرگی دیگر
زوزه میکشد
و دردالانی سرد
تاریک و بی انتها
اقیانوس پیر
می اندیشد
هیچ پایانی با تو برابر نیست
حتی 
پایان ماهیها 
در تلفیق مرگ و زندگی

( تعداد کل: 76 )
 1   2   3   4   5   ...   16  <<