X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

یکشنبه 4 مرداد 1394 ساعت 08:15

نگاهت فاجعه است 


فرقی نمیکند مرا بشکند یا سکوت را


هردو آماده ایم تا دوباره آغاز شویم

نظرات (14)
شنبه 10 مرداد 1394 ساعت 12:47
پس تکلیف اون نگاهی که وادارت میکنه به سکوت چی؟!
پاسخ:
یدونه باشی عزیزممممممممممممممم
امتیاز: 0 0
شنبه 10 مرداد 1394 ساعت 08:39
بنام خدای خوبان
با سلام و احترام
"پرواز را"
از تو می خواهم
تنها پروازی بلند و مدام
اوج تو در پروازی بی انتها
همای سعادتی در ارتفاع زندگی
زنی خسته از بار نامردمی
شاعری مانده در نوشته ها
در هجوم احساس ناب زندگی
انبوه آرزوهای بر باد و خاطرات در یاد
باز جسور و دلسوز در کار راه ماندگان
مهر مدام و لبخند گرم به کودکان درد
چون مادری برای کودکان ناشناس
پرواز کن تا پرهایت تازه تر
بندهایت پوسیده تر
جان پاکی و دلی شاد
پرواز کن تا اوج احساس
پرواز تو تعریف زندگی
تو مادری هماره پر احساس

پ ن: زبان بهر تعریف نه، زندگی برای تقدیم
امتیاز: 0 0
جمعه 9 مرداد 1394 ساعت 20:51
حالا دیدید ... باز که تختگاز رفتید ...

خاک بر سرمای نالایق ... که نه شایستگی این الطاف صادقانه و بی شائبه داریم ... و نمی توانیم پاسخگوی بایسته وشایسته شمایان باشیم ...
پاسخ:
همین که هستید همین که میخوانید دنیا دنیا ارزش دارد
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 8 مرداد 1394 ساعت 16:51
بنام خدای خوبان
با سلام و احترام خدمت پائیزهای مشتاق پرواز
ما کودکان دلسوخته اطرافیان بی معرفت و شیفتگان پائیزهای پر احساس، هنوز در انتظار لمس یک نگاه پر شوق چشمان همیشه ابری آن گردآفرین جسور و دلسوز هستیم تا برای اوج پرواز و احساس ناب مهر ایشان، همه جان و جهان تقدیم کنیم و خود رسوای جهانی و تسلیم جانی.
پ ن: مشتاق و ارادتمند همه خوبیهای پر مهر شما
پاسخ:
همیشه نمیشود گردآفرین بود شاید باید گاهی در سایه باشی و نگاه کنی
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 8 مرداد 1394 ساعت 12:15
دم چشمانت گرم با آن دوستت دارم های عاشقانه اش .. از زیر زبانت که نمیتوان حرفی کشید..!
پاسخ:
عالی بود دلارام جاننننننننننننننننننننن
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 8 مرداد 1394 ساعت 11:42
بنام خدای خوبان
با میلیونها سلام و احترام خدمت خوبان زمانه
وای از دلتنگی و بی خبری
ساعت به ساعت بیایی و او نباشد
نبینی و ندانی کجاست و چه می کند
می آید یا نه؟ می بیند یا نه؟ می پسندد یا نه
پاسخ:
این نیز بگذرد
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 7 مرداد 1394 ساعت 18:47
امشب از آسمان دیده تو
روی شعرم ستاره میبارد
در سکوت سپید کاغذها
پنجه هایم جرقه میکارد
شعر دیوانه تب آلودم
شرمگین از شیار خواهشها
پیکرش را دوباره می سوزد
عطش جاودان آتشها
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا حذر کردن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب به جای می ماند
عطر سکر آور گل یاس است
آه بگذار گم شوم در تو
کس نیابد ز من نشانه من
روح سوزان آه مرطوب من
بوزد بر تن ترانه من
آه بگذار زین دریچه باز
خفته در پرنیان رویا ها
با پر روشنی سفر گیرم
بگذرم از حصار دنیاها
دانی از زندگی چه میخواهم
من تو باشم � تو � پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریاییست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین طوفانی
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو می خواهم
بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریا ها
بس که لبریزم از تو می خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه تو آویزم
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

"فروغ فرخزاد"
پاسخ:
پایان راه نزدیک است و من زیرباران نگاه تو
دلشوره ای گرفته ام
که حتی اندیشیدن به آغازت
به آن پایان نخواهد داد
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 7 مرداد 1394 ساعت 14:55
آغاز دوباره ...پس از فاجعه ... شاه بیت این سه گانی است ... و جواهر کلام ...

این شعر لبالب است از ... اراده ای معطوف به قدرت ... خواستن ... و توانستن ...
پاسخ:
آغاز دوباره را دوست داشتم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 7 مرداد 1394 ساعت 14:50
سلام بر مهندس ارجمند ...

اینکه نمی شود ... شما بگویید ... ما نگوییم ...
شما می خواهید در جاده ی معرفت ... تک وتنها ... تختگاز برانید ... و به یک لاکپشت پیر که سلانه سلانه از پی می آید ... می گویید : نیا ؟ ...
نمی شود ...
پاسخ:
دوستتان دارم هوارتا
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 مرداد 1394 ساعت 18:28
بنام خدای خوبان
با میلیونها سلام و احترام خدمت خوبان زمانه
"مهر جان تو"
هر لمس نگاه تو
طوفان کند دل پائیزی ما
از سرمای دوری تو
زرد شده جان و دل ما
مگر جوان کند تن خسته ما
هوس روی و گرمی جان شما
سیلاب شده دل نازک ما
به خیال چشمان ابری شما

پ ن: منتظر نظرات پر مهر شما
پاسخ:
شما هنوز چشمان ابری را یادتان هست
امتیاز: 0 0
یکشنبه 4 مرداد 1394 ساعت 15:15
من،در آن لحظه،که چشم تو به من می نگرد
برگ خشکیده ی ایمان را
در پنجه ی باد
رقص شیطانی خواهش را
در آتش سبز إ
نور پنهانی بخشش را
در چشمه ی مهر
اهتزاز ابدیت را می بینم

* کاش میدانستم آن چیست که از چشم تو تا عمق وجودم جاریست !

- فریدون مشیری -
پاسخ:
بسیار عالی سپاس
امتیاز: 0 0
یکشنبه 4 مرداد 1394 ساعت 13:33
زیبا بود پرواز خانم

ولی کوتاه!
می شد بیشتر بسطش دادها
پاسخ:
امتیاز: 0 0
یکشنبه 4 مرداد 1394 ساعت 11:17
نگاهی بر آغاز است . . .
شروعی دوباره در راه است . . .
فرقی ندارد سکوت یا فریاد من . . .
پروازهای عاشقانه در راه است . . .

سلام مهربانوی مهربان . . .
کوتاه .. اما عمیق معناها . . .
و زیباست . . .
پاسخ:
درود گرامی
امتیاز: 0 0
یکشنبه 4 مرداد 1394 ساعت 08:36
بنام خدای خوبان
با میلیونها سلام و احترام
و چه دیرپاست این سکوت
در التماس تکرار لمس نگاه تو
چه خسته است این تن تبدار
در شکستن این سکوت سخت
تا به گرمای دوباره جان و مهر تو
مگر تو بخواهی این راز نماند
ورنه آوار این سکوت می کُشدم
تنها برای تو و رازهای ناگفته ات
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.