X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

چهارشنبه 28 مرداد 1394 ساعت 08:39

ترانه ای می سرایم به وسعت تمام دلتنگی 

ترانه ای بی تو و برای تو

دستهایم عجیب بوی خاک میدهد

انگار چیزی در من لانه کرده

گوری سردو ساکت

انگار من در تو مرده ام

نظرات (6)
یکشنبه 1 شهریور 1394 ساعت 19:53
بنام خدای خوبان
با میلیونها سلام و ارادت خدمت خوبان زمانه
خورشید دلم طلوع دوباره ات می خواهم
در پناه مهر تو آسوده بادهای پاییزم
مهر آفرین من تشنه ام
به لبخندهای بی منت
و مهر بی منتهای تو
شادی و شوق توست اوج پرواز خیالم
خسته ام از تنهایی مدام و جور یاران
دعوتی کن به گرمای وفا و شوق پاکی ات
بهترین بمان در اوج حس ناب هر پرواز
مهری دوباره با لمس نگاه چشمان ابری ات

پ ن: مشتاق نظر و مهر مدام شما
پاسخ:
سپاس فراوان
امتیاز: 0 0
یکشنبه 1 شهریور 1394 ساعت 11:23
گاه ...
یک لبخند آنقدر عمیق می شود ...
که گریه می کنیم ...

گاه ...
یک نغمه آن قدر دست نیافتنی می شود ...
که با آن زندگی می کنیم ...

گاه ...
یک نگاه آن چنان سنگین است ...
که چشمانمان رهایش نمی کنند ...

و گاه یک عشق آن قدر ماندگار می شود ...
که فراموشش نمی کنیم ...

رویای با تو بودن را ...
نمی توان نوشت ...
نمی توان گفت ...
و حتی نمی توان سرود ...
با تو بودن قصه شیرینی ست به وسعت تمام تنهایی‌ها ...
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتنت ...
و ...
و من همچون غربت زده ای در آغوش بی کران دریای بی کسی ...
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم ...
و می مانم تا ابد ...
تا وقتی که شبنم زلال احساست ...
زنگار غم را از وجودم بشوید ...
عزیز دریایی من .....
پاسخ:
خیلی زیباست
رویای با تو بودن را ...
نمی توان نوشت ...
نمی توان گفت ...
و حتی نمی توان سرود ..
امتیاز: 0 0
یکشنبه 1 شهریور 1394 ساعت 09:09
بنام خدای خوبان
با میلیونها سلام و احترام
انگار اثر ندارد اینهمه انکار تو
هر نبض دلم رهنمون شوق تو
انگار نمی دانی اینهمه اصرار من
نه به سرمای نگاهت عادت دلم
نه به اصرار جدایی تو درک و باورم
نه به خیالم رسد فهم جدایی تو
نه به عمرم رسد آنی جدایی تو
گر یاری نکنی مرا به مهر دوباره
تمام نکنم حتی شبی به صبح
امتیاز: 0 0
یکشنبه 1 شهریور 1394 ساعت 08:54
بنام خدای خوبان
با میلیونها سلام و احترام خدمت خوبان زمانه
چه سرد است خاطرات تو
رنگ و بوی غم دارد و جدایی
در خیالم وسعت فردای تو
لبخند تو مانند سردی روزگار شده
دور مانده شوق خنده های دیروز تو
گرم نمی کند جان مرا لمس نگاه تو
تازه نمی شود این همه احساس
با هزار اوج پرواز پاییزی تو
عمری تشنه لطف و وفای تو ام
سیراب نمی شوم از مهر ناتمام تو
امتیاز: 0 0
شنبه 31 مرداد 1394 ساعت 20:15
روزگار بر این منوال نمی ماند . . .
چنین نماند چنان نیز نمی ماند . . .
چون که شادیهایش نماند . . .
بدان غمهایش هم نمی ماند . . !؟
پاسخ:
درود گرامی اما زمان ماندن غمها طولانی تر است
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 28 مرداد 1394 ساعت 14:32
باختیم اما باید پذیرفت باخت ، انکار عشق نیست !
دلتنگی عجب بُرنده است ! دل ، زخــم ِ زخم ...!
پاسخ:
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.