X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

چهارشنبه 18 شهریور 1394 ساعت 08:31

دلتنگیم را تقسیم می کنم


میان پاییز و باران


میان کلاغ و مترسک


میان پرچین های تنهای دهکده ی آرزوهایم


دلتنگیم را تقسیم می کنم


میان ابرهای پربغض آسمان


میان باد پاییزی که می گذرد


از لابه لای شاخه ها و فرو می ریزد برگهای زرد را


دلتنگیم را تقسیم می کنم


میان صدای پای عابری که می گذرد از روی برگها


و صدایشان را ناشنیده می گیرد


دلتنگیم را تقسیم می کنم


میان ردپایم؛ چمدانم و جاده ی بی انتهای تنهایی

نظرات (8)
دوشنبه 6 مهر 1394 ساعت 19:13
سلام گرامی ...

بحمدلله والمنه می بینیم که اسباب کشی از عمارت متروکه ی قدیمی به بارگاه جدید ... به تمامی انجام گرفته است ... و آخرین ساکنان ملک قدیم ...عالیجنابان کلاغ و مترسک هم بدینجا آمده اند ...
روز از نو و روزی از نو ... و بایدمنتظر ماند تا جناب آقای کلاغ و حضرت استاد مترسک ... گاه به گاه ... از لابلای کلمات شما ... به ما رخ عیان نمایند ... چنانکه اکنون نموده اند ...
پاسخ:
به به سلام استاد بزرگوار کجایید شما دلمان به اندازه یک دانه ارزن شد برایتان بله دیگر با همه عهدو عیال آمدیم گفتیم کسی جا نماند ما هم اینجا خیلی تنها نباشیم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 شهریور 1394 ساعت 14:17
بنام خدای خوبان
با میلیونها سلام و احترام خدمت خانم بزرگ محترم
خب راستش ما بچه کوچیکا و ما خانوما از آدما (اونم بعضی آدمای اطراف) خیلی بدیها دیدیم و بعضی هاشون فقط صفات زشت حیوانها رو تکرار می کنند و اعتماد به آدما هم کم هست و نتیجه اش هم کمتر میتونه رضایتبخش باشه.
ولی فکر کنم به هرحال ما هم آنودمیم و مجبوریم برای انس و انسانیت خومون هم شده اعتماد کنیم و اعتماد سازی کنیم و نیازهای عالی انسانی ما با دل بستن به مترسکها و کلاغها حل نمیشه. ضمن اینکه:
باید اعتماد کنیم تا اعتماد کنند ...
باید محبت کنیم تا محبت کنند ...
برای دنیای بهتر همه ما باید تلاش کنیم و نمی تونیم دنیای مترسکها و کلاغها رو بجای دنیای آدما بذاریم.
پاسخ:
خودتان را سانسور نکنید این اولین اصل زندگی من است
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 شهریور 1394 ساعت 12:04
زندگی ، بدون روزهای سخت نمی شود ...

روزهای سخت ، همچون برگهای پاییزی شتابان فرو می ریزند ...

در زیر پاهای تو ، اگر بخواهی ...

فراموش نکن ..!

برگهای پاییزی بی شک در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت

و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت ، سهمی از یاد نرفتنی دارند .....


"نادر ابراهیمی"
پاسخ:
بی شک همینگونه است
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 ساعت 22:14
می رسد از راه . . .
فصل پاییزان . . .
می کند آغاز . . .
دگرگونی زمان . . .
با سه ماه زیبایش . . .
ماندگاری عاشقان . . .
مهر ورزان . . .
آبان درخشان . . .
آذر تابان . . .
.
.
و باز دلتنگی ست . . .
بر آدمهای زمان . . !!!
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 ساعت 13:59
بنام خدای خوبان
با میلیونها سلام و احترام خدمت پاییز هزار مهر و هزار آذر
خانم بزرگ اومدیم شکایت و گله
ما هرسال آرزو می کنیم یه سال این کلاغها و مترسکها پیداشون نشه و شاید ما بشویم راز دار خوبانی مثل شما ...
نشد که نشد، آخه این کلاغها و مترسکها، این بادهای زوزه کشان، چه حقی یا چه گلی به سر دارند که اینهمه التماس و شوق رازداری و مهر ما از خوبانی مثل شما بی جواب مونده!!
اصلا یادتون هست همین بادها کلی برگهای زندگی رو سر به نیست کردن!! همین کلاغه کلی خونه و بچه گنجشکها رو نفله نکرد!! یادتون رفته این مترسک کلی پرنده های خوش آواز رو رو از این مزرعه شوق و مهر شما دور کرده!!
حالا اونا شدن رازدار دلتنگیهاتون و ما شدیم عابرای بی اعتنا!!
خوبه والاّ، بد روزگاریه، خوبیت نداره اینجور بی عدالتی!
دلتون میاد الانه ما هم غمباد بگیریم یه گوشه ای و هی زار بزنیم از این روزگار و نامحرمی!! می دونم دلتون نمی خواد ولی خب آخه اینجوری فقط اشک و آهمون مونده و بس.

پ ن: مشتاق مهر مدام و نظر خوب شما
پاسخ:
به نظر شما آدمها قابل اعتمادترند یا اینها
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 18 شهریور 1394 ساعت 10:08
به دلتنگی هایم دست نزن ! بگذار قسمت کنم با هر آنچه که معنای آن را میفهمد و عمقش را درک میکند ...
حضرت پاییز هم که می اید با کوله باری از دلتنگی ها ...
من پدر این دل رو در میارم.. !
پاسخ:
پاییز که می آید من هوایی میشوم انگار دلم پر میکشد برای کوچه باغهایی که پر است از برگهای زرد و نارنجی و قهوه ای پاییز که میشود من خودم میشوم امان از این شهریور عجیب بوی پاییز دارد
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 18 شهریور 1394 ساعت 10:05
اما این پست !!

دلتنگی ام را تقسیم میکنم .. اما نه با آدمهای اطراف که پاییز و بوی خیابان و آسفالت باران خورده بهتر میفهمندم ...
دلتنگی را تقسیم میکنم نه با آدمهای اطرافم که بادی که میان برگهای زرد زوزه میکشد و سوز دارد میفهمد معنای حقیقی دلتنگی را ....

خیلی دوست دارم این دست نوشته شما رو داشته باشم در نوشته های مستتر.. واقعا به دلم نشست بانو...
پاسخ:
ممنونم عزیزم شما لطف دارید خوشحالم که خوشتان آمد
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 18 شهریور 1394 ساعت 10:01
سلام نازنین بانوی پرواز ... در خصوص اون داستان کوتاه

اتفاقا در پایان داستان لینک فیلم رو برای دانلوود گذاشتم... و در پاسخ کامنت هم اشاره کردم که واقعا پرستار به خاطر درس بزرگی که گرفته بود تکشر کرد یا ......

ممنونم
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.