پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

شنبه 25 مهر 1394 ساعت 13:07

گربه ها بهار عاشق میشوند من پاییز 

کارم از این حرفها گذشته 

از عاشقی از دلبستن 

پاییز که میشود بیخودی بیخود میشوم از خودم 

دلم رهایی میخواهد پریدن ؛ رفتن . 

دلم نفس کشیدن میخواهد انگار باران که میبارد

من هم می بارم نه از آسمان به زمین؛ از زمین به آسمان . میروم تا 

انتهای ابرها راه که میروم سرم به درخت ها هم بخورد گیج و منگ تر نگاهشان میکنم .

پاییز که میشود پرپر میزنم برای حرفی؛ شانه ای؛ اشکی

پاییز که میشود پاییزی تر میشوم بند دلم پاره میشود با نگاه برگها

صدایشان بیخود میکندم ازخود ؛ پاییز که میشود من بهانه ی خودم را میگیرد

خودم که گم شدم در خیابان ؛ در هیاهو؛ در دود و آدمها. دستم را دراز میکنم 

خودم  را میگیرم میکشم بیرون . میبرمش ته خیابان تنهایی .

پاییز که میشود عاشق تنهایی میشوم .

پ.ن: همین الان یهویی زیادنگران نشوید خوب میشوم همین زودیها

نظرات (12)
شنبه 9 آبان 1394 ساعت 14:21
سلام بر مهندس ارجمند ...

مثل اینکه حالا حالا ... سریال پاییز ادامه دارد ... این قسمت سریال هم خوب بود ... آرتیست کمی با خودش درگیری داشت ... اما به تماشاگران نوید بازگشت شادمانه داد ...

در این قسمت همچنین گربه ها بودند ... امیدواریم در قسمت بعدی گربه ها ... کلاغ را نخورند ... حالا ببینیم ... قسمت بعدی سریال چه می شود ؟ ...
پاسخ:
خوب پاییز است دیگه هرسال میاد چیکارش کنم نه گربه ها و کلاغهاو جیرجیرکها همه باهم دوستند
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 5 آبان 1394 ساعت 00:12
باران همیشه می بارد

اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند

نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن
پاسخ:
درود برشما
بسیار زیبا ممنون از حضورتان
امتیاز: 0 0
دوشنبه 4 آبان 1394 ساعت 10:41
بنام خدای خوبان
با سلام و احترام
درست فهمیدید بی وفایی و بی توجهی یاران و تنهایی های اجباری خیلی زود آدم رو پیر می کنه.
راهش دل به دیگران نسپردن و بین این همه تن ها تنها ماندن است.
پاسخ:
راستش اگر میخواهید حالتان خوب باشد حالتان را به حال خودتان گره بزنید آدمها ی این زمانه زیادی بی وفا شده اند بهتر از است پایتان در طناب دیگران گیر نکند
امتیاز: 0 0
دوشنبه 4 آبان 1394 ساعت 00:31
پاییز جانم آدرس وبلاگ رو یه کم تغییر دادم خصوصی میفرستمش برات ولی لینک قبلیمو با حذف کن یا بزار همینجور بمونه نازنینم
مرسی.
پاسخ:
چشم عزیزم خوشحال شدم که برگشتی حیف است انسان بزرگوار و فهیمی مثل تو نباشه
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 آبان 1394 ساعت 15:28
گربه ها هم فصل پاییز عاشق می شوند الان فصل جفت گیریشونه!
پاسخ:
عاشقی گربه ها در بهار دیدنی است
راستی شما آدرس ندادید اسمتان هم که پاییز است نکند خودم باشم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 آبان 1394 ساعت 14:28
بنام خدای خوبان
با سلام و احترام
پاییز که میاد واقعا قاط میزنی
میشی یه عاشق 14 ساله منتظر شکوفه های گیلاس (اون که مال بهاره- یه چیزی مثل همون ولی تو پاییز)
گفتم یه مدت بگذره حال و هوات عادی بشه
بدونی که دیگه داریم پیر میشیم مثل برگهای پاییز
داریم زرد و خس خس دار میشیم
وصلیم هنوز به درخت ولی هر بادی ممکنه ما رو با خودش ببره
اگه میزونی که خدا رو شکر و یه خبری بده
وگرنه باز هم صبر کنیم یا
پاسخ:
شاید شما پیر شدی اما من نه فعلا هم خیال پیر شدن ندارم حال و هوای من بهتر از این نمیشه عاشق این حال و هوای پاییزی خودمم اما مثل اینکه شما بدجور .............
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 آبان 1394 ساعت 10:00
آغاز هر روز . . .
شروع دوباره برای آموختن است . . .
آغازی برای تکاندن غبار از دل . . .
و نشاندن غنچه های محبت و عشق . . .
پس شروع دوباره زندگی بر شما مبارک . . . . .
پاسخ:
سپاس
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 29 مهر 1394 ساعت 11:17
- شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب.
- شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر رو می شناسن.
- شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند..
- شهر هرت جایی است که درختها علل اصلی ترافیک اند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند.
- شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.
- شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند.
- شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده، چند چادر برپا کرد.
- شهر هرت جایی است که خنده نشان از جلف بودن را دارد.
- شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن.
- شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریال های تلویزیونی رو توی کاخها می سازن.
- شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه.
- شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه پس میرویم ترکیه و دوبی و اروپا و آمریکا و ........ را آباد میکنیم..
- شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی.
- شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی.
- شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است.
- شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه ....
- شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه.
- شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر رو دعوت می کنی و شام میدی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن..
- شهر هرت جایی است که مردمش پولشان را توی چاه میریزن و دعا میکنن که خدا آنها را از فقر نجات بده...
- شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها میگن پروفسور.
- شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به مهندس و دکتر فخر میفروشند.
- شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها محترمترند.
شهر هرت جایی است که ...........

خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست !!!!!!!!
پاسخ:
خود خودشه مشخصات کاملن گویاست
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 28 مهر 1394 ساعت 14:53
سلام
اخوان میگه:
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان با اسب یال افشان زردش
می چمد در آن پادشاه فصل ها پاییز
---------_-----------------_-----
شاید سال های سال طول بکشه تا من با پاییز و نیمه ی دوم سال آشتی کنم
اما
مهر رو‌دوست دارم
پاسخ:
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 28 مهر 1394 ساعت 14:02
دلم پریدن و رفتن میخواهد ...
مثل همیشه براق هستین ..


راستی اینو برای دوست عزیزی نوشتم .. که هرکس عاشق فصلی از سال هست .. یکی پاییز یکی تابستون ... من بد قلق انگاری ایزوله شدم و هیچ تعلق خاطری به هیچ کدوم از فصول سال ندارم...

اقا دلتون همیشه سبز و زندگیتون رنگ به رنگ
پاسخ:
این دوست عزیز ما بدجور از پاییز گریزان است خوب دنیاست دیگر هر کس تعلق خاطری دارد خوش باشد دل همه در همه فصلها برایتان اتفاقی زیبا در فصلی از فصول عمرتان آرزومندم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 مهر 1394 ساعت 17:45
نبینم پریشون باشی عزیزِ دل..!
بعدشم شونه چه قابل داره شوما جون بخواه.
پاسخ:
ای عزیزم جون دلم بابا منور کردی شما سروری
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 مهر 1394 ساعت 22:11
هیچ چیز در این جهان چون آب ، نرم و انعطاف پذیر نیست ...
با این حال برای حل کردن آنچه سخت است ، چیز دیگری ‌یارای مقابله با آب را ندارد ...
نرمی بر سختی غلبه می کند و لطافت بر خشونت ...
همه این را می دانند ولی کمتر کسی به آن عمل می کند ...
انسان ، نرم و لطیف زاده می شود و به هنگام مرگ خشک و سخت می شود ...
گیاهان هنگامی که سر از خاک بیرون می آورند نرم و انعطاف پذیرند و به هنگام مرگ خشک و شکننده ...
پس هر که سخت و خشک است ، مرگش نزدیک شده و هر که نرم و انعطاف پذیر ، سرشار از زندگی است ...!؟
پاسخ:
عالییییییییییی ممنون گرامی
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.