X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

سه‌شنبه 18 اسفند 1394 ساعت 08:52

دستی کنار پنجره


چشمی کنار تن هذیان زده ی شب


و دهانی بسته


این کالبد خاکی من است


که اینگونه تکه تکه مسیر شب را طی میکند


بی مهابا جا میگذارد روح خسته ام را


این بار نه فلسفه ای در کار است


نه یک فکر خنجر خورده


تنها یک کالبد بی روح


در تاریکی قدم میزند


فقط میخواهد روحش را در گذشته چال کند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نظرات (4)
جمعه 21 اسفند 1394 ساعت 02:28
سلام و درود بر شما

زیباست.
پاسخ:
درود برشما خوشحالم که شما رو میبینم امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 18 اسفند 1394 ساعت 20:14
ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ ﺍﻓﺮﯾﻘﺎ ، ﺭﻭﯼ ﺗﻨﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺣﻔﺮﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩ ﻫﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﯽ‌ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ . ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮔﺮﺩﻭ ، ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩ‌ﻫﺎ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺩﯾﮕر نمی‌توﺍﻧﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ . ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺟﯿﻎ ﻣﯽ‍ﺯﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽ‍ﭘﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﻧﻤﯽ‌ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺍﻡ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ًﺷﮑﺎﺭ ﺷﮑﺎﺭﭼﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . باورها و ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻏﻠﻂ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﻣﺎ ، ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ . آنچنان به تجملات و ظواهر زندگی چسبیده ایم و حاضر نیستیم رهایشان کنیم ، که اصل زندگی را فراموش کرده ایم . ﺍﮔﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﻢ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﯾﻢ . ما زندانی افکار خودمان هستیم ...
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 18 اسفند 1394 ساعت 09:24
مرغ آمین درد آلودی است که آواره بمانده
رفته تا آنسوی این بیداد خانه
بازگشته رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی آب و دانه ...
.
.
.
.
.
باز میشه این در
صبح میشه این شب
صبر داشته باشد ...
پاسخ:
عزیزم اینها فقط دست نوشته است وگرنه زندگی زیاد اهمیت نداره که بخواهیم برایش غصه بخوریم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 18 اسفند 1394 ساعت 09:20
و روح و جانی ،
که هنوز در گذشته مانده ..!؟

پاسخ:
بله
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.