X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

گندمزار

سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 08:13

حساب همه چیز را کرده ام 


صدایت خواهم کرد


و عطر نگاهت تمام گندمزار را پر خواهد کرد


باد گندمها را در آغوش خواهد کشید


و کلاغها خبر عاشقیمان را جار خواهند زد 

نظرات (36)
چهارشنبه 9 تیر 1395 ساعت 13:25
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت ...
پاسخ:
امتیاز: 0 0
شنبه 5 تیر 1395 ساعت 14:31
گفته بودم که به دریا نزنم دل اما

کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

قیصرامین پور
پاسخ:
امتیاز: 0 0
شنبه 5 تیر 1395 ساعت 13:34
سلام بر مهندس ارجمند ...

خیلی ممنون ...
هیچوقت ناامید نشوید ... زیرا ... ما هیچوقت شما را فراموش نخواهیم کرد ... گرچه زمان به سرعت می گذرد ... و اشتغالات عدیده فرصت ابراز ارادت و مودت را ... کمتر به دست می دهند ...
پاسخ:
شما همیشه به بنده لطف دارید ممنونم
امتیاز: 0 0
شنبه 5 تیر 1395 ساعت 12:45
این شعر فوق العاده است ... ناب ... و فضا با شکوه تمام در آن تصویر شده است ... صدا و باد ... و عطر نگاه و گندم ... کاملا با هم مرتبط و در هم آمیخته گردیده اند ... تا احساسی روحانی از یگانگی را به خواننده منتقل کنند ... و در این راه موفق هم شده اند ...

این شعر انسان را از جای می کند ... و به دامنه های آلپ می برد ... در آوای موسیقی ...
پاسخ:
ای وای من از خوشحالی دارم سکته میکنم بالاخره شما اومدید
ممنونم مثل همیشه از لطفتون
امتیاز: 0 0
شنبه 5 تیر 1395 ساعت 12:42
سلام بر مهندس ارجمند ...


تا آمدیم پاسخ دهیم ... شد تابستان ... وای امان از این گذر زمان ...


خب الحمدلله ... سال 95 تا اینجا که خوب است ... و کلاغها هم در حال مبارک باد گفتن هستند ... ایام به کام ...
پاسخ:
شما که دیگه کلا مارو از یاد بردید استاد بازم شکر که الان اومدید
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 3 تیر 1395 ساعت 15:27
اقیانوس
هر چند پهناور است
پایانی دارد

قطره
هر چند کوچک است
آغازی دارد ...
پاسخ:
بله بله
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 2 تیر 1395 ساعت 11:38
بانگ شادی از حریمش دور باد
هر که زاری آفرید
هر کسی لبخند را ممنوع کرد
هر که در تجلیل غم اصرار کرد

طعم شادی از حریمش دور باد
هر که درک عشق و زیبایی نداشت
هر که گل
پروانه
پرواز پرستو را ندید
هر کسی آواز را انکار کرد

شهر شادی از حریمش دور باد
هر که دیوار آفرید
هر که پلها را شکست
هر که با دلها چنان رفتار کرد
هر که انسان را چنین بیمار کرد
هر که دورش از حریم یار کرد

"مجتبی کاشانی"
پاسخ:
امتیاز: 0 0
دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت 22:23
الهی !!
اگر می آزمایی ،،، توان تحمل و صبر مرا زیاد کن
اگر می آموزی ،،، ادراکم را وسعت بده
اگر می بخشایی ،،، ظرفیتم را افزایش بده
اگر می ستانی ،،، گوهر کمالم را ارزونی کن
اگر می رهانی ...... خدایا
حتی لحظه ای مرا به حال خود رها مکن که نیاز
نیازمندان را تنها تو پاسخگویی که بی نیاز از هر نیازی ...
پاسخ:
امتیاز: 0 0
دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت 20:40
بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت
یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض
پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت
در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست
خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت
خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم
کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر
ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت
شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت

"حافظ"
امتیاز: 0 0
یکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت 11:50
کنار دریا عاشق باشی
عاشق‌تر می‌شوی
و اگر دیوانه، دیوانه‌تر
این خاصیت دریاست
به همه چیز
وسعتی از جنون می‌دهد !!
پاسخ:
امتیاز: 0 0
جمعه 28 خرداد 1395 ساعت 13:18
تنهایی
برف نیست که بنشیند و آب شود ...!!
باران نیست که
به شیشه دلت بزند و اندوهت را ببرد ...!!
تنهایی درخت است ...!!!!
ریشه می دواند در جانت ...!
قد میکشد در خیالت ...!!
بهار گل میدهد به دلتنگی ...!!
تابستان کلافگی هایت میوه میشود ...
پاییز می ریزد به دیوانگی ...
و زمستان به مرگ می کشاندت ...!
و تو ...
چهار فصلت را هوای پریشانی می گیری
و اکسیژن بی تابی پس میدهی ...
دستانت همیشه گشوده ست ...!!
شایددرآغوش بگیردت ...!!
فصل پنجمی به نام
عشق ...!!!.

سلام .
با پُست گذشت سال بروزم .
ممنون می شوم که تشریف بیآورید و نظر زیبایتان را بگویید ...
پاسخ:
درود سپاس از دعوتتان چشم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 15:07
اگــــــــــــــــه دیگه از زندگیت خســـــــــــته شدی ...
اگــــــــــــــــه تمام بلا های دنیا برات پیش اومــــــــــده ...
اگــــــــــــــــه دوست داری زود تر از این دنیـــــــــــا بری ...
اگــــــــــــــــه باورتو نســــــــبت به خودت از دست دادی ...
نا امیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد نشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو ...
یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکی هســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت ...
که همیشه به فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکرتــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ...
و اون کسی نیست جز خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا ...
پاسخ:
وای نه بابا خدانکنه من هنوز هزارتا آرزو دارم خدارو شکر زندگی هنوز برام زیباست و منتظر هزاران اتفاق خوب دنیا هستم شما هم وقتی میای لطفا با انرژی مثبت بیا این حرفها چیه خدا توی خوشی ها هم هست تازه بیشتر هم دوست داره خوشی را
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 14:44
یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیدن

یک پنجره که مثل حلقه ی چاهی

در انتهای خود به قلب زمین می رسد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را

از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریم

سرشار می کند

و می شود از آنجا

خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد

یک پنجره برای من کافیست ...
پاسخ:
عالی بود ممنونم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 07:33
گرگ همیشه گرگ میزاد
و گوسفند همیشه گوسفند...
فقط آدمه که
گاهی گرگ میزاد و گاهی گوسفند!

پاسخ:
این نوشته را قبلا جای دیگه ای هم خوندم به نظرم زیاد جالب نیست انسان گرگ نمیزاید گرگ میشود نمیدونم شایدم درسته
امتیاز: 0 0
یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 12:38
سلام مهربانوی مهربان . . .
بحث دین و رعایت اصل و اصول یک چیز است .. بحث سوء استفاده و قدرت طلبی و سودجوئی چیز دیگری است . . !؟
دین . . .
پیوند آدمی با دنیای و زندگی است و راه و رسم درست زیستن و بهتر رفتار و اعمال داشتن را می آموزد و هیچ احتیاجی به واسطه و مفسر و صاحب و مالک ندارد ..!! انسانها خود باید بیآموزند ، اندیشه و تفکر کنند ، و بهترین رفتار و کردار را داشته باشند ، و این اصل و اصول دنیاست . . .
ما کاری به بدبختان و بیچارگانی که به لوای دین به جایگاهی رسیده اند و گروهی را گمراه و به دنبال اهداف پلیدشان کشانده اند ، نداریم .. اینان همه رمالانی هستند کافر و شیطان صفت و شیطان پرست ، که به هیچ چیز پایبند نیستند و برای رسیدن به اهداف شوم و پست و پلید خود از هیچ کوششی فرو گذار نخواهند بود . . !!!
خدای خود را بی واسطه بخوان و تنها او را پرستش کن و از او یاری و کمک طلب نما و برای رضای و مرضی او ، رفتار و کردار و گفتار و شنیدار داشته باش که این اصل و اصول دنیاست و اخلاق نیک و نکو و بهترین اعمال و کردار ، از چنین رفتاری و خواستن ، برای آدمیان به ارمغان می آورد .. خدای را خواستن که دیگر واسطه نمی خواهد . خود بخوان و خود نیز دریافت کن . . !!!

ممنون مهربانوی مهربان از دید نگاه زیبا و حُسن توجه . . .
سپاس و درودهای بی پایان بر شما . . .
پاسخ:
امتیاز: 0 0
شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 22:56
در نظر بازی ما بی خبران حیرانند
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که درین دایره سر گردانند
جلوه گاه رخ او دیده ی من تنها نیست
ماه و خورشید همین آینه می گردانند
عهد ما با لب شیرین دهنان بست، خدا
ما همه بنده و این قوم خداوندانند
مُفلسانیم و هوای می و مطرب داریم
آه اگر خرقه ی پشمین به گرونستانند
وصل خورشید به شب پره ی اَعمی نرسد
که دران آینه صاحب نظران حیرانند
لاف عشق و گله از یار، زهی لاف دروغ
عشقبازان چنین مستحق هجرانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار
ورنه مستوری و مستی همه کس نتوانند
گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد
عقل و جان، گوهر هستی به نثار افشانند
زاهد اَر رندی حافظ نکند فهم چه شد
دیو بگریزد ازان قوم که قرآن خوانند
گر شوند آگه از اندیشه ی ما مغبچگان
بعد از این خرقه ی صوفی به گرو نستانند

"حافظ"
پاسخ:
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 20 خرداد 1395 ساعت 15:08
"ده نکته مهم"

1-موفقیت را مهم تر از سرگرمی بدانید .
2-هر روز چیزی بیاموزید .
3-از زندگی یکنواخت(روزمرگی)بپرهیزید .
4-به میزان درآمد خاص خود توجه داشته باشید .
5-خدمات خود را به دیگران معرفی کنید .
6-نگران امور جزیی نباشید .
7-چارچوب تصمیم های خوذ را به سرعت روشن کنید .
8-مهارت ها و دانش خود را افزایش دهید .
9-شایسته همکاری و وفاداری باشید .
10- به شخصیت خود بیش از هر چیز اهمیت بدهید .
پاسخ:
چشممممممممممممم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 20 خرداد 1395 ساعت 11:45
خدا در دستی ست که به یاری می گیری ، در قلبی ست که شاد می کنی ، در لبخندی ست که به لب می نشانی ، خدا در عطر خوش نانی ست که به دیگران می دهی ، در جشن و سروری ست که برای دیگران بپا می کنی ، آنجاست که عهد می بندی و عمل می کنی ، خدا ،در تو ،با تو ، و برای توست....

"سهراب سپهری"
پاسخ:
خدا در خود ماست
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 19 خرداد 1395 ساعت 11:48
لحظه هایت را با کسی سر کن که در نبودنش خاطراتش خلوتت را زیبا کند.

ویلیام شکسپیر
پاسخ:
آنچه یافت می نشود آنم آرزوست
امتیاز: 0 0
دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت 17:32
باران

اگر

باران

باشد

هر وقت هوایت را می کنم

نبودنت را

بر سرم نمی کوبد...
پاسخ:
امتیاز: 0 0
دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت 17:31
سلام

ممنونم
پاسخ:
خواهش میکنم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت 14:39
هر بنا و امارت و سازه ای عظیم ، روزگاری جز نقشه ای ساده بر روی کاغذی بیش نبود ..!!
مهم نیست امروز در چه مرحله ای هستید ، مهم آینده ی شماست و چیزی که به آن می رسید ..!؟
پاسخ:
امروز راهی است طولانی با اهدافی بزرگ
امتیاز: 0 0
دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت 10:29
نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
آواره عشق ما آواره نخواهد شد
آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز
وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد ...
پاسخ:
به به بسیار زیبا
امتیاز: 0 0
یکشنبه 16 خرداد 1395 ساعت 17:34
و حالا سال هاست

در گوشه ی تو می نشینم

و خیال گدایی می کنم

برای شعری که واژه هایش

این پرنده های کاغذی

در گلویم بال بال می زنند

واژه های تشنه ای که می رقصند

در ریتم آنچه می بینم
پاسخ:
ممنون زیبا بود خوش آمدید
امتیاز: 0 0
یکشنبه 16 خرداد 1395 ساعت 10:00
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم ..!؟
پاسخ:
شایدم همش
امتیاز: 0 0
شنبه 15 خرداد 1395 ساعت 22:21
تا باد چونین بادا، عزیزِ دل
پاسخ:
شما نفسی عزیزم
امتیاز: 0 0
شنبه 15 خرداد 1395 ساعت 15:06
ما خوب یاد گرفتیم . . .
در آسمان مثل پرندگان . . .
و در آب مثل ماهیها باشیم . . !!
اما هنوز یاد نگرفتیم . . .
روی زمین چگونه زندگی کنیم . . !؟

پاسخ:
فکر کنم هیچوقت هم یاد نگیریم
امتیاز: 0 0
شنبه 15 خرداد 1395 ساعت 11:13
چه دلمون بخواد ، چه دلمون نخواد ،
خدا یک وقتایی دلش نمی‌خواد ،
ما چیزی رو داشته باشیم ،
که دلمون می‌خواد ..!!
پاسخ:
و چقدر پذیرشش سخته اما کاری نمیشه کرد
امتیاز: 0 0
جمعه 14 خرداد 1395 ساعت 17:48
تمامی‌ِ الفاظ ِ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم
که به کار آید
چرا که تنها یک سخن
در میانه نبود"عشق"
پاسخ:
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
سپاس از حضورتان گرامی
امتیاز: 0 0
جمعه 14 خرداد 1395 ساعت 02:10
پرواز قشنگ است بی غم و محنت و بی پروا جار زدن عاشقانه ها میان گندمزار ...
پاسخ:
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت 22:49
یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا ، آب ، زمین
مهربان باشم ، با مردم شهر
و فراموش کنم ، هر چه گذشت
خانه ی دل ، بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر ،تار کدورت ، از دل
مشت را باز کنم ، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم
یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق ، سلامی بدهم
و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش ، نگردد فردا
زندگی شیرین است ، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ، شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم ، در دل
لحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم ، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
یاد من باشد فردا حتما
به سلامی ، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل ما را با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست
یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم ، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم ، مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست ، که نیست ، پس از آن فردایی ...

"سهراب سپهری"
پاسخ:
عالی بود ممنون
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت 20:53
به گرفتار و اسیر و دربند وقتی که از بندها رهانده شود می گویند رهایی .
رهایی یعنی از قید و بندها رها شدن ، از ظلمت و تاریکیها رها شدن ، از تنهایی و هجران رها شدن ، از ثروت و پست و مقام دنیایی رها شدن ، از غم و دردها رها شدن ، و در کل از آنچه که ما را به درد و رنج و جدایی و فراق می کشاند رها شدن !! و آنگاه که از قید و بندهای دنیای مادی رها شویم آنوقت می توان گفت که آزادیم !!
زندگی انسانها اجتماعی است و وقتی اجتماعی درست رفتارها را داشته باشد ، آنگاه آن مردمان از قید و بندهای مادی رهایی پیدا کرده و افراد آن اجتماع رنگ و بوی آزادی را احساس می کنند . وقتی که در اجتماعی زندگی می کنیم که بسیاری از افراد آن سرگرم تمایلات دنیا و هوی و هوس و لذات مادی هستند ، دیگران چگونه احساس آزادی داشته باشند در حالی که هیچ امنیتی در جامعه برای مردمان نیست !؟

امتیاز: 0 0
چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت 09:37
به گرفتار " رهایی "

نتوان گفت " آزاد " ..!؟

پاسخ:
منظورتون را از این مطلب نفهمیدم رهایی با آزادی شاید از لحاظ ظاهر معنی بهم نزدیک باشند ولی تفاوت هم دارند.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 22:50
من تکه ای از پازل خداوندم…
بی هدف آفریده نشده ام که بی هدف زندگی کنم…
میدانم آفریدگاری دارم که همیشه بوده
همیشه هست. ..
رهایم نمی کند…
تنهایم نمی گذارد…
من قطعه ای اززندگانیم…
تکه ای از پازل هستی…
خدایم مرا آفریده تا آینه ی او شوم…
آفریده تا جان ببخشم امید دهم…
نفس داده تا نفس دهم…
من تکه ای از پازل زندگی هستم…
اگرخود را گم کنم همه چیز وهمه کس ناقص می مانند…
من باید آگاهانه زندگی کنم تا پازلی که خدا چیده بر هم نریزد…...
که حتی تقدیر ، شکستش را بپذیرد ، و طوری خوب زندگی کن
که حتی مرگ ، از تماشای زندگیت سیر نشود!
این زندگی نیست که می گذرد ، ما هستیم که می گذریم
پس، با هر طلوع و غروب لبخند بزن ........
پاسخ:
همیشه و در همه حال لبخند زدن بهترین راه چاره است
ممنون از متن زیبایتان
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 12:15
و باید صدایش کنم . . .
و باید طلبش کنم . . .
تا که بداند . . .
دنیایش منم . . .
زندگیش منم . . .
و عشق . . .
جاده ها را به سفر مسافران می خواند . . !!
پاسخ:
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 11:13
بی‌آن‌که بوی تو مستم کند
تا ده می‌شمارم
انگشتانم گرد کمرگاه مدادم تاب می‌خورند
و ترانه‌ای متولد می‌شود
که زاده‌ی دست‌های توست
شاعرم
به از تو سرودن معتادم
پاسخ:
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.