پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

دوشنبه 29 شهریور 1395 ساعت 15:43

فردا شعری تازه خواهم گفت

به لطافت گلهای نسترن

به طراوت بادهای پاییزی

ساده مثل نگاه زلال آهو

پراز عاشقانه های نگفته 

فردا شعری تازه خواهم گفت

شاعرانه مثل باران

شاید پر از حسرت

مثل حسرت گیسوان عروسک

در آرزوی دستانی مهربان

فردا شعری تازه خواهم گفت

پراز زندگی مثل رود

پر از امید مثل نگاه پنجره 

به جاده ای که درانتظار توست

فردا شاعر خواهم شد

نظرات (15)
سه‌شنبه 20 مهر 1395 ساعت 17:40
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

السلام علیک یا ابوالفضل العباس (ع)

السلام علیک یا زینب الکبری (س)
پاسخ:
عباداتتون قبول حق
کاش به فارسی می نوشتید
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت 17:16
تفاوتی نکند قدر پادشایی را
که التفات کند کمترین گدایی را
به جان دوست که دشمن بدین رضا ندهد
که در به روی ببندند آشنایی را
مگر حلال نباشد که بندگان ملوک
ز خیل خانه برانند بی‌نوایی را
و گر تو جور کنی رای ما دگر نشود
هزار شکر بگوییم هر جفایی را
همه سلامت نفس آرزو کند مردم
خلاف من که به جان می‌خرم بلایی را
حدیث عشق نداند کسی که در همه عمر
به سر نکوفته باشد در سرایی را
خیال در همه عالم برفت و بازآمد
که از حضور تو خوشتر ندید جایی را
سری به صحبت بیچارگان فرود آور
همین قدر که ببوسند خاک پایی را
قبای خوشتر از این در بدن تواند بود
بدن نیفتد از این خوبتر قبایی را
اگر تو روی نپوشی بدین لطافت و حسن
دگر نبینی در پارس پارسایی را
منه به جان تو بار فراق بر دل ریش
که پشه‌ای نبرد سنگ آسیایی را
دگر به دست نیاید چو من وفاداری
که ترک می‌ندهم عهد بی‌وفایی را
دعای سعدی اگر بشنوی زیان نکنی
که یحتمل که اجابت بود دعایی را

" سعدی "
پاسخ:
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت 09:50
درود
و پوزش از این همه نبودن
اسپ ریس به روز است
هماره انوشه بزی
پاسخ:
درود برشما دوست گرامی موفق و پیروز باشید
امتیاز: 0 0
یکشنبه 18 مهر 1395 ساعت 13:41
ابوسعید ابوالخیر را گفتند :
فلان شیخ قادر است پرواز کند !
گفت : این که مهم نیست ، مگس هم می‌پرد .
گفتند : فلان علامه را چه میگویی ...؟ روی آب راه میرود ..!!
گفت : اهمیتی ندارد ، تکه ای چوب نیز همین کار را می کند .
گفتتند : پس از نظر تو شاهکار چیست ..؟؟
گفت : این که طبیعی در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه ریا نکنی ، به کسی زخم زبان نزنی ، دروغ نگویی ، کلک نزنی ٬ دلی نشکنی ٬ از اعتماد کسی سوء استفاده نکنی و کسی را از خود ناراحت نکنی ...
پاسخ:
آنچه یافت می نشود آنم آرزوست
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 15 مهر 1395 ساعت 21:04
قوی کسی است که ,
نه منتظر می ماند کسی خوشبختش کند ،
و نه اجازه می دهد کسی بدبختش کند !!
هرگاه زندگی را جهنم دیدی ,
سعی کن پخته از آن بیرون آیی ...
سوختن را همه بلدند !!
زندگی هیچ نمی گوید , نشانت می دهد !!
با زندگی قهر نکن ... دنیا منت هیچکس را نمی کشد ...
یکی رفت و ،
یکی موند و ،
یکی از غصه هاش خوند و
یکی برد و ،
یکی باخت و ،
یکی با قسمتش ساختو
یکی رنجید ،
""یکی بخشید""
یکی از آبروش ترسید
یکی بد شد ،
یکی رد شد ،
یکی پابند مقصد شد
تو اما باش ،
"""خدا اینجاست"""...!!
با خود عهد بستم که به چشمانم بیاموزم ،
فقط زیبائی های زندگی ارزش دیدن دارد ،
و با خود تکرار می کنم که یادم باشد ،
هر آن ممکن است شبی فرا رسد ،
و آنچنان آرام گیرم که دیدار صبحی دیگر برایم ممکن نگردد ،
پس هرگز به امید فردا "محبت هایم را ذخیره نکنم " ،
و این عهد به من جسارت می دهد که به عزیزترین هایم ساده بگویم :
خوشحالم که هستید .....
پاسخ:
خیلی خوب بود ممنون که هستید
امتیاز: 0 0
یکشنبه 11 مهر 1395 ساعت 22:18
ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید که در سطل زباله‌اش دنبال چیزی می‌گردد . گفت : خدا رو شکر فقیر نیستم ...
مرد فقیر اطرافش را نگاه کرد و دیوانه‌ای با رفتار جنون‌آمیز در خیابان دید و گفت : خدا رو شکر دیوانه نیستم ...
آن دیوانه در خیابان آمبولانسی دید که بیماری را حمل می‌کرد گفت : خدا رو شکر بیمار نیستم ...
مریضی در بیمارستان دید که جنازه‌ای را به سرد خانه می‌برند . گفت : خدا رو شکر زنده‌ام ...

فقط یک مرده نمی‌تواند از خدا تشکر کند . چرا امروز از خدا تشکر نمی‌کنیم که یک روز دیگر به ما فرصت زندگی داده است ؟
به دیگران هم این را می‌گویید تا بدانند خدا آنها را هم دوست دارد ؟
زندگی :
برای اینکه زندگی را بهتر بفهمیم باید به سه مکان برویم :
1. بیمارستان
2. زندان
3. قبرستان

در بیمارستان می‌فهمید که هیچ چیز زیباتر از تندرستی نیست ...
در زندان می‌بینید که آزادی گرانبهاترین دارایی شماست ...
در قبرستان درمی‌یابید که زندگی هیچ ارزشی ندارد . زمینی که امروز روی آن قدم می‌زنیم فردا سقف‌مان خواهد بود .

پس بیایید برای همه چیز فروتن و سپاسگزار باشیم .....
پاسخ:
والا اینقدر این حرفها را از صبح تا شب از بچگی تا بزرگسالی توی گوشمون خوندن که فکر نکنم کسی جز به مرگ و بدبختی و فلاکت فکر کنه حالا که دیدن افتضاح شده و همه افسرده شدن میگن به چیزهای خوب فکرکنید افکار بلندپروازانه داشته باشید از خدا زیاد بخواهید بالاخره من نفهمیدم چیکار باید کرد
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 8 مهر 1395 ساعت 16:11
سلام




فردا شعری تازه خواهم گفت
پراز زندگی مثل رود
پر از امید مثل نگاه پنجره ........................




درود
پاسخ:
سپاس از حضورتان
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت 21:49
باور کنید تک تک آدمها زخمی اند .
هرکس‌ درد خودش را دارد ، دغدغه‌ و مشغله‌ خودش را دارد .
باور کنید ذهنها خسته اند ، قلبها زخمی اند ، زبانها بسته اند .
برای دیگران آرزو کنیم بهترینها را ، راحتی را .
یاری کنیم همدیگر را تا زندگی برایمان لذتبخش شود .
آدمها آرام آرام پیر نمی شوند .
آدمها در یک لحظه با یک تلفن ، با یک جمله ، یک نگاه ، یک اتفاق ، یک نیامدن ، یک دیر رسیدن ، یک باید برویم و با یک تمام کنیم پیر می شوند .
آدمها را لحظه ها پیر نمی کنند .
آدم را آدم ها پیر می کنند .
سعی کنیم هوای دل همدیگر را بیشتر داشته باشیم .
همدیگر را پیر نکنیم .....
پاسخ:
عالی بود
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت 14:16
هر وقت بصورت جسته و گریخته فکری منفی سراغتان آمد ذهنیت خود را روی احساس عشق در قلبتان تغییر دهید و آنقدر در این حالت بمانید تا بتوانید آن را در سراسر بدنتان احساس کنید . همه ی افکار منفی محو خواهد شد .
با این تمرین مداوم در مدت زمان کوتاهی در هر زمینه ای از زندگی به خواسته هایتان می رسید . به محض اینکه عشق درون قلب خود را مغناطیسی کنید ، کل زندگیتان متحول خواهد شد ...

روزهایتان مملو از عشق و شادی و افکار مثبت .....
پاسخ:
همچنین
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 مهر 1395 ساعت 19:20
خوش بحال تو شاعر ...

به کلمات رنگ میدهی .. زیبایی میبخشی . زیباترین تن بوش عشق را به روح واژه می پوشانی ..
پاسخ:

واقعا خوش بحال شاعرها بقولی کاش منهم یک شاعر بودم
امتیاز: 0 0
جمعه 2 مهر 1395 ساعت 22:25
بدترین اتفاق در پاییز آن است ، که کسی برود ؛
رفتن های پاییز با رفتن های دیگر فرق می کند ،
رفتن های پاییز در سکوت انجام می شوند ،
رفتن های پاییز شوخی سرشان نمی شود ،
و زندگی این را به ما خوب یاد داده بود .
آدم هایی که در پاییز می روند ، هرگز بر نمی گردند ، حتی اگر برگردند ، دیگر آن آدم سابق نیستند ،
و این خاصیت پاییز است که همه چیز را تغییر می دهد ؛
خیابان ها را ، کوچه ها را ، پنجره ها را ، خاطره ها را ، درخت ها را
و بیشتر از همه ، آدم ها را ...

" بابک زمانی | بعد از ابر "
پاسخ:
بیشتر از همه آدمها را
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 1 مهر 1395 ساعت 23:50
نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید
فغان که بخت من از خواب در نمی‌آید
صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که آب زندگیم در نظر نمی‌آید
قد بلند تو را تا به بر نمی‌گیرم
درخت کام و مرادم به بر نمی‌آید
مگر به روی دلارای یار ما ور نی
به هیچ وجه دگر کار بر نمی‌آید
مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید
وز آن غریب بلاکش خبر نمی‌آید
ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا
ولی چه سود یکی کارگر نمی‌آید
بسم حکایت دل هست با نسیم سحر
ولی به بخت من امشب سحر نمی‌آید
در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز
بلای زلف سیاهت به سر نمی‌آید
ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس
کنون ز حلقه زلفت به در نمی‌آید

" حافظ "
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 31 شهریور 1395 ساعت 20:51
در هر کاری که انجام میدهی بی همتایی خویش را به نمایش بگذار
بگذار هستی به تو افتخار کند .
آنگاه زندگی همچون وبالی بر گردن احساس نخواهد شد .
زندگیت به عطری دل انگیر بدل خواهد شد ...


" اشو "
پاسخ:
دستورات اشو برای زندگی عالیه اما .......
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 30 شهریور 1395 ساعت 12:45
زندگی ، بودن میخواهد
بودن ، شــــــادی میخواهد
شادی ، عشـــــــــق میخواهد
عشق ، عاشــــــــــــــق میخواهد
عاشق ، انگیـــــــــــــــــــــــزه میخواهد
انگیزه ، سبـــــــــــــــــــــــــــــــــب میخواهد
و چه سببی بالاتر از آنکه خالقـــــــــــــــی هست
که سراسر امیـــــــــــــــــد است و خوبـــــــــــــــــــی
سراسر بخشندگــــــــــــــــــــی است و مهربانـــــــــــــــــی
و شایسته تــــــــــــــــر آنست کـــــــــــــــه بگویـــــــــــــــــــــــم
خالقـــــــــــــــــی هست که سرچشمه ی هر چه نیکویـــــــی است
پس بــــــــــــا داشتن چنیــــــــــــــــــــن سبب ارزشمنــــــــــــــدی است
که مــــــــــــــی خواهم زندگـــــــــــــی کنم و بسوی روشنــــی پــــــرواز کنم ...
پاسخ:
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 30 شهریور 1395 ساعت 01:44
سلام

من می خواستم بنویسم گل نسترن و باد پاییزی یه جا جمع نمی شن !!!
اما
یاد شعری نو از خانم قهرمانلو افتادم
:شهـریوری با عطرِ پاییزم...
کم کم به فکرِ عاشقی باشید!
بلی
آدمک آن چه را روزنامه ها مینوشتند
باور نداشت
دنیاى او ،مثل دراز کشیدن روى چمن
در یک بعدازظهر پاییزى ، خنک و لطیف
و دنیاى آنها
سرد و بى روح و سرشار از سرب

بسیار شعر خوبی بود .
پاسخ:
پاییز با همه چیز یک جا جمع میشود با گل نسترن با عشق با زندگی با همه چیز پاییز خودعشق است خود رنگ خود زندگی من عاشققققققققققققققق پاییزمممممممممممممممممم
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.