X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

شنبه 16 اردیبهشت 1396 ساعت 16:08

خوبم!
چیز خاصی نیست!
چند روزی است دلم 
یک جرعه مرگ می خواهد.
شاید هم ،
کمی در گور خوابیدن
همنفس شدن با خاک
و موریانه ها را 
در آغوش کشیدن
چیز خاصی نیست!
فقط نمیدانم 
چرا دستهایم اینقدر بوی جدایی می دهند؟
و چشمهایم
در گودال صورتم
گود رفته اند
قلبم آهسته تر از همیشه
سکوت کرده است.
چیز خاصی نیست!
فقط 
خوابهایم بیدار شده اند!

نظرات (11)
دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت 09:45
با میلیونها سلام و ارادت
هیچ خبری از خبر گرفتن و سر زدن به وبلاگ نیست؟!! شونصد روز هست نظر و پیام می ذاریم کسی تحویل نمی گیره!!
داداش- خواهر- رفیق ما کار داریم خیلی وقته تو صفیم!!
اگه مغازه تعطیله یه کاغذ بچسبونید دم در کسی بیخودی صف نایسته.

پ ن: شما همیشه همان ناب ترین احساسات خوبی و پاکی و بزرگواری هستین و قیمتتون زیاد.
همین که بدونیم سلامت و سربلند و شاد هستین برای ما کافیه، راهمون هم ندین به وب، بازهم قیمتی هستین و همون تیلای مهر و ادب که همیشه بودین. برا ما تیلا همون طلاست. ارادتمند شما خواهر کوچیکه علاف این روزگار
پاسخ:
شما خیلی لطف دارید کمی مشغله بود که انشاالله رفع خواهد شد
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت 13:41
سلام

بویژه اون جمله "فقط
خوابهایم بیدار شده اند!" خیلی زیبا هست ...
در مقالات شمس داریم:
بسیاربزرگان را در اندرون دوست دارم ومهری هست ، الا ظاهر نمی کنم
یکی دو ظاهر کردم وهم از من در معاشرت چیزی آمد ، حق آن صحبت ندانستند و نشناختند
برخودگیرم که آن مهر که بود سرد نشود ...
با مولانا بود که ظاهر کردم ، افزون شد وکم نشد !
شاید با نوشته شما نزدیکی نداشته باشه اما اشارتی هست به رفتار نکو شما در احترام به مخاطب تان و پاسخ دهی تان و بروز رسانی دامنه دارتان ...
سربلند باشید .
پاسخ:
درودبر شما و بسیار سپاسگزارم از توجه شما من همیشه و همیشه دوستدار دوستانی هستم که من را مورد لطف خودشون قرار میدهند انشاالله می بخشید این عدم حضور را مدتی است که ....
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 9 خرداد 1396 ساعت 22:52
آیا می دانید چرا خوشبخت بودن مشکل است ؟

چون از رها کردن چیزهایی که باعث غمگینی ما می شود، سر باز می زنیم .
چون کلید خوشبختی خودمان را در جیب دیگران قرار داده ایم و باور نداریم که خوشبختی مان در دستان خودمان است .
کلید خوشبختی درک این واقعیت است که آنچه برای شما رخ می دهد ، مهم نیست ، بلکه چگونگی پاسخ شما مهم است .
خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد ، بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .
پاسخ:
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 9 خرداد 1396 ساعت 17:22
بنام خدای خوبان و با میلیونها سلام و ارادت خدمت خوبان همیشگی

راستش یه روزی هم نوبت ما میشه
ولی مهر تو ای دوست نگذارد
که خیالی گذرد جز تنمای شوق و شادی بیشترت
نقش مدام توست همه خاطر و خیالم
تا مگر پر شود باز رگ و جانم از خیال تو
خودت که خوب می دانی ...
"قلبم آهسته تر از همیشه
سکوت کرده است"
تا باز به تمنای خیال تو
یا به تکرار خاطرات ناب تو
"چیز خاصی نیست!
فقط
خوابهایم بیدار شده اند!"
باز بوی تو را
و ناز و نیاز تو را
و روی ماه تو را
می طلبند و دیگر هیچ.

پ ن: خیلی دلتنگ مهر و وفای شما شده ام.
خدا به داد همه ما برسد. از مجموعه آثار بی جواب
پاسخ:
شما بزرگوارید و من شرمنده لطف شما
امتیاز: 0 0
یکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت 09:02
زندگی مانند سفر کردن با قطار است، به همراه ایستگاه ها، تغییر مسیرها و حوادث.
ما با تولدمان به این قطار سوار می شویم و والدینمان کسانی هستند که بلیط این سفر را برایمان گرفته اند.
ما فکر می کنیم که آنها همیشه همراه ما در این قطار سفر خواهند کرد، اما در یک ایستگاه از این قطار پیاده می شوند و ما را در این سفر تنها می گذارند.
با گذشت زمان مسافران دیگری وارد قطار می شوند؛ کسانی بااهمیت مانند: خواهران و برادران، دوستان، فرزندان و حتی عشق زندگی مان.
بسیاری از آنها در طول مسیر این سفر ما را ترک خواهند کرد و جای خالی شان در زندگی ما همیشه به جا می ماند.
بسیاری هم آنچنان بی سر و صدا می روند که ما حتی متوجه ترک کردن صندلی و پیاده شدنشان نمی شویم.
سوار بر این قطار پر از تجربه شادی، غم، رویاپردازی، انتظارات، سلامها، خداحافظی ها و آرزوهای خوب است.
یک سفر خوب همراه است با کمک کردن، عشق ورزیدن، داشتن رابطه خوب با بقیه همسفران و اینکه مطمئن بشیم تمام تلاشمان را بکنیم تا همسفرانمان سفر راحتی داشته باشند.
راز این سفر بسیار زیبا این است که: ما نمی دانیم در کدامین ایستگاه قرار است پیاده شویم.
پس باید به بهترین شکل زندگی کنیم، سازگار باشیم، فراموش کنیم، ببخشیم و بهترین چیزهایی رو که داریم، تقدیم کنیم.
تمامی اینها مهم خواهد بود، چراکه هنگامیکه زمان آن برسد که ما مجبور به ترک صندلی خود بشویم، می بایست برای آنها که سفرشان با قطار زندگی ادامه دارد، خاطرات زیبایی از خود به جا بگذاریم.
پاسخ:
سپاسگزارم همراه گرامی و همیشگی نبود بنده را به بزرگواری خود ببخشید
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 2 خرداد 1396 ساعت 11:46
مهم نیست چقدر می مانی؛ یک روز، یک ماه، یک سال؛
مهم کیفیت ماندن است.
بعضی ها در یک روز تمام دنیا را به تو هدیه می دهند.
گاهی بعضی ها یک عمر کنارت هستند، جز درد هیچ چیز برایت ندارند، خوره می شوند و می افتند به جانت و تا ته روحت را می خراشند.
بعضی ها ناب هستند و به تو لحظه های ناب تر هدیه می دهند.
این بعضی ها مهم نیست چقدر بمانند.
هر چقدر هم که زود بروند، یادشان، حس خوب بودنشان تا همیشه هست.
این آدمها و این لحظه ها را دیوانه وار دوست دارم.
حس خوب آدم بودن را به من هدیه می دهند.
پاسخ:
امتیاز: 0 0
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 ساعت 10:16
بنام خدای خوبان، خدای مهر و ادب و نیکی و پاکی
با میلیونها سلام و ارادت خدمت بهترینها

نوشته های ناب و صمیمانه شما هر بار به وجد می آورد و هزار هول و اضظراب را هم.

خوبانی مانند شما هماره باید که مهر ورزی و عاشقی و شاد کنند؛ اینطور رنجیدگی از سختی های روزگار و تشنه ناب مرگ، ترس جدایی های آخر را نزدیک و دشوار می کند.

دوستی مدام ما نیز نیازمند شادی و مهر مدام شماست. غفلت موجب پشیمانی است و حسرت دیروزهای شاد و مهر شما سخت می کند روزهای دیگر را.

همان خوب و شاد همیشگی بمانید و چراغ شادی و محبت به اطرافیان.
ارادتمند همه خوبیهای مدام شما
پاسخ:
همه چیز درست خواهدشد درست زمانی که دیگر تفاوتی نخواهد کرد و این پایان تمام ماجراهای دنیاست
امتیاز: 0 0
شنبه 30 اردیبهشت 1396 ساعت 12:42
مرا یارا چنین بی‌یار مگذار
ز من مگذر مرا مگذار مگذار
به زنهارت درآمد جان چاکر
مرا در هجر بی‌زنهار مگذار

طبیبی بلک تو عیسی وقتی
مرو ما را چنین بیمار مگذار
مرا گفتی که ما را یار غاری
چنین تنها مرا در غار مگذار

تو را اندک نماید هجر یک شب
ز من پرس اندک و بسیار مگذار
مینداز آتش اندک به سینه
که نبود آتش اندک خوار مگذار

دمم بگسست لیکن بار دیگر
ز من بشنو مرا این بار مگذار


" مولانا "
پاسخ:
عالی بود سپاسگزارم
امتیاز: 0 0
شنبه 23 اردیبهشت 1396 ساعت 10:56
وقتی روانپزشک اتریشی، ویکتور فرانکل، پس از 3 سال اسارت در اردوگاه های کار اجباری آلمان نازی آزاد شد، به یک نتیجه مهم علمی دست یافت که بعدها یکی از مکاتب روانشناسی به نام معنادرمانی شد.
او در پی تجربه شخصی و مشاهده زندانیان دیگر نتیجه گرفت که: انسانها قار هستند هر رنج و مشقتی را تحمل کنند، مادام که در آن رنج و مشقت حکمت خاصی را درک کنند.
به عنوان مثال اگر 2 برادر همسان را به مدت 3 سال هر روز به بدترین شکل کتک بزنند و به اولی بگویید کتک خوردنش جزئی از یک تمرین ورزشی است و به دومی هیچ دلیلی برای کتک خوردنش ارائه ندهید، برادر اول بعد از 3 سال به ورزشکاری قوی با اعتماد به نفس بالا و برادر دوم به انسانی حقیر و سرشار از عقده ها و کینه ها تبدیل می شود.
کتک خوردن و رنج برای هر 2 یکسان است، اما تفاوت در حکتی است که می تواند به رنج کشیدن معنا بخشد.
یکی به امید روزهای بهتر رنج می کشد و دیگری با هر ضربه خردتر و حقیرتر می شود.
اینکه چگونه با سختی ها و مشقتهای زندگی کنار بیاییم و به آنها واکنش نشان دهیم، نهایتاً محصول یک تصمیم شخصی است.
می توانیم تصمیم بگیریم به سختی ها و مصائب اجتناب ناپذیر زندگی از منظر معنا و حکمت نگاه کنیم تا در پس هر ضربه روحی و هر لطمه جسمی تنومندتر، مقاومتر و آگاه تر بیرون بیاییم یا اینکه تصمیم بگیریم در بهترین حالت یک قربانی منفعل با حیاتی پر از غم باشیم.
پاسخ:
بله درسته
امتیاز: 0 0
جمعه 22 اردیبهشت 1396 ساعت 14:48
وحشت از عشق که نه ،

ترس ما فاصله هاست

وحشت از غصه که نه ،

ترس ما خاتمه هاست

ترس بیهوده نداریم ،

صحبت از خاطره هاست

صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست ،

کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست

گله از دست کسی نیست ،

مقصر دل دیوانه ی ماست ....



" قیصر امین پور "
پاسخ:
امتیاز: 0 0
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 ساعت 20:48
چرا این نوشته به دل من نشست ؟ از دل برآمده بود ؟

فرمود : شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن
گفتمش : زهر دمادم است به کام دل از دست این فلک جور فتان ...
پاسخ:
ممنون دل آرام جان که خواندی
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.