X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

شنبه 21 مهر 1397 ساعت 14:16

ایستاده ام
با مداد و جعبه های رنگی
خط می کشم
بر ابروانی که 
طاقشان خمیده از بی طاقتی
و چشمانی که 
از فرط باریدن خشکیده اند
جعبه ی رنگی دیگر
و گونه هایی که از سیلی های تنهایی
زرد و خسته اند
تا پنهان شدن یک گام مانده
و سرخی لبها نامریی ام می کند
در آینه 
زنی به من زل زده
که شبیه همه ی زن¬های تمام شده دنیاست.
پ.ن:آلزایمر چیست؟ خسته شدن ازتمام خاطرات ؛احساس ها؛ آدمها و هرچه که زندگی کردن را دوره میکند
 آلزایمر وحشتناکترین نوع خداحافظی است با خود.
نظرات (1)
یکشنبه 22 مهر 1397 ساعت 18:20
پاییز کوچک من

پاییز کهربایی تبریزی‌هاست

که با سماع باد

تن را به پیچ و تاب جذبه

تن را به رقص می‌سپرند

و برگ‌های گر گرفته

که گاهی با گردباد

مخروط واژگونه‌ای از رنگ‌اند

و گاه ماهیان شتابانی

در آب‌های باد




پاییز کوچک من

وقت بزرگ باران‌ها

باران، جشن بزرگ آینه‌ها در شهر

باران که نطفه می‌بندد در ابر

حیرت درخت‌های آلبالو را می‌گیرد،

و من غم بزرگ باغچه را

از شادی حقیر گلدان‌ها

زیباتر می‌یابم




پاییز کوچک من

گنجایش هزار بهار،

گنجایش هزار شکفتن دارد

وقتی به باغچه می‌نگرم

روح عظیم «مولانا» را می‌بینم

که با قبای افشان

و دفتر کبیرش

زیر درخت‌های گلابی

قدم می‌زند

و برگ‌های خشک

زیر قدم‌هایش شاعر می‌شوند

وقتی به باغچه می‌نگرم

«بودا» حلول می‌کند

در قامت تمام نیلوفرها

وقتی به باغچه می‌نگرم

پاییز «نیروانا» ست

پاییز نی زنی است

که سحر ساده نفسش را

در ذره‌های باغ

دمیده است

و می‌زند

که سرو به رقص آید

<< حسین منزوی>>
پاسخ:
سپاسگزارم
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر شما
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد